آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

دوشنبه 16 آبان ماه سال 1390 ساعت 01:27 AM

یک 

هر هواپیمایی که میپره 

یکی رو با خودش میاره 

یکی رو با خودش میبره 

 

دو 

من 

از اون چیزی که فکرش رو بکنی بهت نزدیک ترم  

هم شاهد عقدت بودم هم طلاق 

حالا هم زیر تابوت ات رو گرفتم 

تو پاییز 

زیر این بارون! 

 

سه 

بدیه پاییز اینه که 

مدرسه ها باز میشه که 

یادت میاد یه پسرم نداری که 

بعضی صبحا که هوا یه کمی سردتره 

جلو مدرسه تا دستش رو ول میکنی 

بشینی جلو پاهاش و کلاهش رو بکشی پایین 

مماس با ابروهاش 

بعد که رفت پاشی وایسی و تماشاش کنی 

  

چهار 

در باب نبودن ات، 

قذافی ام. 

مرده ای در معرض دیدگان همه! 

 

پنج  

یه صحنه ای هست 

ابراهیم عکسی رو که دستشه رو میبوسه  

و میگه چقدر درد کشیدی تو ! 

تا الان موهاتم سفید شده بود اسماعیل 

اگه جنگی در کار نبود. 

 

شش 

یه روز به خودت میای میبینی شدی شب های روشن 

استاد ادبیات خودتی، رویا هم خودت 

کتابفروشیه خودتی ، تک تک اون قاب عکس های رو دیوارم خودت 

از این بدترم میشه 

یه روز میشی هامون ، مهشیدم خودت 

دریا خودتی ، تورم خودت 

تا از آب میای بیرون میبینی علی عابدینی رفته ، گم و گور شده و کسی هم ازش خبری نداره... 

 

هفت  

هر روز کنارت نمی نشستم 

بغض نمی کردم 

از یاد نمی رفتم  

اگه پنجره دیگه ای تو خونمون بود. 

یه روز یه دیوار کشیدن جلو چشم هات 

یه روزی هیچ پرنده ای از کنارت رد نشد 

یه روزم دیگه خورشید نتونست بهت بتابه 

هیچی نگفتی ، دم نزدی .

یه شب سرد هم من میرم 

وقتی خوابی و چشم هات بسته ست 

خداکنه وسط دیوار کهنه نشی ، زرد نشی ،دق نکنی...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo